تبليغاتX
سرزمین عشق

سرزمین عشق

عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست!!

 

عشق اين است كه من چترم را باکنم و روی سر دلدار بگيرم و او نفهمد و

 

هرگز نفهمد كه چرا زير باران خيس نشد..

+ نوشته شده در  2006/8/29ساعت 11:48 PM  توسط فرناز  | 

كاش خداوند سه چيز را نمي افريد:

 

 

عشق  غرور  ودروغ را  تا از براي عشق از روي غرور دروغ

 

نگوييم !

+ نوشته شده در  2006/8/28ساعت 5:58 PM  توسط فرناز  | 

 

     Love is....

Forgiving even though its hard

 

 

To forget

 

Holding hands and never wanting

To let go

 

 

 

 

Hoping that tomorrow will be as

Wonderful as today

 

 

 

 

Sharing secrets

 

and whispers and star spangled night

 

 

And most importantly

 

 

Love is………knowing that youllnever
+ نوشته شده در  2006/8/26ساعت 6:58 AM  توسط فرناز  | 

مشكلي نيست كه عشق ناتوان از غلبه بر ان باش

د

دردي نيست كه عشق ناتوان از درمان ان باشد

 

دري نيست كه عشق ناتوان از گشودن ان باشد

 

رودي نيست كه عشق ناتوان از برپايي پل بر ان باشد

 

ديواري نيست كه عشق ناتوان از فروريختن ان باشد

 

گناهي نيست كه عشق ناتوان از شستن ان باشد

 

مهم نيست كه غم تا كجا ريشه دوانده

 

تا كجا افق تيره وتار مي نمايد

 

گره زندگي تا كجا كور است وبهم پيچيده

 

اشتباه تا كجا بزرگ مي نمايد

 

درك كافي از عشق نوشداروي تمام اينهاست......

 

اگر تنها بتواني چنانكه بايد عشق بورزي

 

شادترين وتواناترين

 

موجود در جهان خواهي بود.

 

+ نوشته شده در  2006/8/25ساعت 7:24 PM  توسط فرناز  | 

نه اب هاي بسيار مي توانند اتش عشق فرونشانند

 

ونه سيلاب هاقادر به غرق كردن انند.

+ نوشته شده در  2006/8/25ساعت 7:5 PM  توسط فرناز  | 

زمان.....

بس كند مي گذرد براي انانكه در انتظارند....

 

بس تند مي گذرد براي انانكه مي ترسند...

 

بس طولاني است براي انانكه در اندوهند...

 

وبس كوتاه براي انانكه سرخوش اند..

 

اما ابدي است براي انانكه عاشق اند.

 

+ نوشته شده در  2006/8/25ساعت 7:4 PM  توسط فرناز  | 

دوستت دارم

 

دوستت دارم

 

نه تنها براي انچه كه هستي

 

بلكه براي انچه كه هستم

 

     هنگامي كه با توام.

 

دوستت دارم

 

نه تنها براي انچه كه از خود ساخته اي

 

      بلكه براي انچه كه از من مي سازي.

 

دوستت دارم

 

براي بخشي از وجودم كه تو شكوفايش مي كني.

 

دوستت دارم

 

چون دست بر دل فسرده ام مي نهي

 

زنگار هاي بي ارزش وبي مقدار به سويي مي زني

 

ونور مي تابي بر گنجينه هاي پنهاني كه

 

تا كنون در ژرفا مانده بودند

 

بي هيچ تماسي كلامي ويا اشارتي

 

 

به اين كار توانا گشته اي

 

چون خود بوده اي

 

                      وشايد دوست بودن در نهايت به همين معنا

 

باشد.

 

 

+ نوشته شده در  2006/8/25ساعت 7:4 PM  توسط فرناز  |