دوستت دارم
دوستت دارم
نه تنها براي انچه كه هستي
بلكه براي انچه كه هستم
هنگامي كه با توام.
دوستت دارم
نه تنها براي انچه كه از خود ساخته اي
بلكه براي انچه كه از من مي سازي.
دوستت دارم
براي بخشي از وجودم كه تو شكوفايش مي كني.
دوستت دارم
چون دست بر دل فسرده ام مي نهي
زنگار هاي بي ارزش وبي مقدار به سويي مي زني
ونور مي تابي بر گنجينه هاي پنهاني كه
تا كنون در ژرفا مانده بودند
بي هيچ تماسي كلامي ويا اشارتي
به اين كار توانا گشته اي
چون خود بوده اي
وشايد دوست بودن در نهايت به همين معنا
باشد.
